مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )

مقدمة 52

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )

در دورهء ساسانيان ، موسيقى اهميت و ترقى كامل داشته و مؤلَّفات و بقاياى اين دوره در وجود موسيقى بعد از اسلام دخالت عمده دارد و مسلمين قسمت مهم از موسيقى را از ايرانيان اخذ كرده‌اند . از آلات موسيقى دورهء ساسانى : چنگ ( رباب ) ، ناى ، بربط ( عود ) ، طنبور ، كمانچه ، غژك يا غجك و امثال آنها بوده است . گويند كه حارث بن كلده در دربار انوشيروان نواختن بربط را آموخته و بعد از مراجعت در مكَّه نشر داشته است . بعض از شعراى جاهليت از قبيل اعشى كه در دورهء انوشيروان به مدائن رفته‌اند لفظ فارسى بعض آلات موسيقى را عينا در عربى ذكر كرده‌اند . . . « 1 » موسيقى به نظر فنّى در شادى و ماتم و حزن و فرح تفاوتى ندارد . نهايت اينكه در يك جا حسّ انبساط و طرب را نشان مىدهد و در يك جا حالت افسردگى و اندوهناكى را و مىبينيم كه هر يك از شعب الحان و نغمات موسيقى نمايندهء حالتى و احساسى مخصوص و داراى تأثير خاصى در نفس شنونده است و همه افراد يك حقيقت و فروع يك اصلند و قيود و شروط باصطلاح در اقسام مأخوذ و معتبر است نه در حقيقت مقسم . موجب اطالهء سخن تا اينجا رفع شبهه‌اى است كه شايد در خاطر بعضى راه پيدا كند و آن اينكه خوانندگى و ساز و آواز فقط در موقع سور و سرور است نه در موقع غصه و اندوه . . . عرب در زمان جاهليت از موسيقى و غنا بهره‌اى نداشته و اگر الحانى داشته مناسب با طبع جبلَّى خودشان خشن و ناهموار بوده است و بعد از ظهور اسلام به واسطهء معاشرت و آميزش با ايرانيها و روميها ، قبل از ساير علوم و آداب ، موسيقى را از آنان اقتباس كرده‌اند ؛ زيرا اين كار چندان مؤونهء زايده نمىخواسته و محتاج به نقل و ترجمهء كتب نبوده است و جزء اعظم موسيقى بعد از اسلام همان موسيقى ايرانى است .

--> « 1 » تاريخ ادبيات ايران ، ص 170 - 177 .